برچسب: نویسنده: امیر موسوی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 16:38
برچسب: نویسنده: امیر موسوی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 16:38
بارها و بارها اسم رمان "سلاخ خانه شماره پنج" را شنیده بودم. اما همیشه از تصور محتوای کتاب، با توجه به عنوانش، وحشت می کردم! همین مسئله باعث می شد که طرفش نروم. تا اینکه یک روز، در یک سایت سینمایی، ف
برچسب: نویسنده: امیر موسوی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 16:38
برچسب: نویسنده: امیر موسوی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 16:38
"بیست و یک گرم" فیلمی به کارگردانی الخاندرو گونسالس اینیاریتو، محصول سال 2003 آمریکاست. فیلمی با ساختار و فرم پازل گونه که زندگی سه خانواده ی آمریکایی را برای مخاطبش روایت می کند. حلقه ی اتصال تمام آد
برچسب: نویسنده: امیر موسوی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 16:38
برچسب: نویسنده: امیر موسوی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 16:38
تقریبا یک ماه پیش فیلم " همه می دانند " آخرین ساخته ی اصغر فرهادی را دیدم. آن زمان بازار نظرات و انتقادات نسبت به این فیلم داغ بود. و از قضا هم حرف های ضد و نقیضی درباره اش گفته می شد. با خودم گفتم از
برچسب: نویسنده: امیر موسوی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 16:38
برچسب: نویسنده: امیر موسوی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 16:38
سوگلی جدیدترین اثر کارگردان یونانی؛ یورگوس لانتیموس، فیلمی در ژانر تاریخی و کمدی-درام است. هر چند داستان این فیلم، طنزی تلخ و سیاه از تاریخ انگلستان قرن هجدهم است اما به طرز عجیبی به زمان حال ما (خصو
برچسب: نویسنده: امیر موسوی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 16:38
برچسب: نویسنده: امیر موسوی تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 16:38
برچسب: نویسنده: امیر موسوی تاريخ: سه شنبه 7 فروردين 1397 ساعت: 4:36
برچسب: نویسنده: امیر موسوی تاريخ: سه شنبه 7 فروردين 1397 ساعت: 4:36
به جایی که بدان سفر نکرده ام به جایی دور در ورای هر تجربهچشمان تو سکوت خود را دارنددر ظریف ترین حالت تو چیزهایی ست که اسیرم می کندچیزهایی چنان نزدیک که نمی توان بدان دست یافت.کوتاه ترین نگاهت به آسانی اسیرم می کندو حتی اگر هم چون انگشتان، خود را بسته باشمبرگ به برگ مرا می توانی بگشاییبه همان سان که بهار نخستین گل سرخ اش را(به لمسی راز آلود و سبک دست) می گشایدیا اگر بخواهی مرا بربندی، من و زندگی ام هر دوبه ناگاه و به زیبایی بسته می شویمبه همان سان که وقتی دل گل به او می گوید:همه جا دارد دانه دانه برف می بارد.هیچ چیز این جهان که پیش روی ماستبه ظرافت شگفت تو نمی رسدظرافتی کهدر هر نفس وا می داردمبا رنگ مهر، مرگ و جاودانگی را رنگی دیگر زنم.نمی دانم چه در توست که می بندد و می گشایدتنها می دانم چیزی در من است که می داندچشمان تو ریشه دارتر از هر گل سرخ استو حتی باران هم چنین دستان کوچکی ندارد. "ادوارد استیلن کالینگز"پ.ن: سال نو مبارک!* خیلی گشتم اما منبع ترجمه این شعر رو پیدا نکردم.برچسبها:
برچسب: نویسنده: امیر موسوی تاريخ: سه شنبه 7 فروردين 1397 ساعت: 4:36